، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

پرنسس زیبای ما

تولدیک سالگی

1393/1/21 23:57
نویسنده : مامان نفیسه
1,866 بازدید
اشتراک گذاری

 

زمین اون گل رابه دست سرنوشت داد, وسرنوشت اون گل را توقلب ما

کاشت تاباغچه خالی قلبمون جایگاه یک گل باشد

گل یاسمنم تولدت مبارک

سلام برتمام عشقهای برنده,سلام برتمام امیدهای ناامید,سلام برتمامی دنیا وسلام زندگی

هی دنیا عشق مایکساله شد

 

حالت چطوره مامانی زیبا.خوبی ؟بهتری ؟

میدونی چرا میگم بهتری؟چون دقیقاشب تولدت به خاطرتب بلایی که داشتی دوباره مجبورشدیم وشماروبیمارستان بستری کردیم

پارسال به عشق اومدنت توی بیمارستان اشک شوق می ریختم وامسال دقیقاشب تولدت توی بیمارستان اشک ناراحتی می ریختم

زندگی همینه مامانی من....یه روزخوشحالی ,یه روزناراحت...اماامیدورام تو همیشه لبهای قشنگت

جزبه خنده به چیزدیگه ای بازنشه

اما ازاوضاواحوال تولدی برات بگم که بالاخره برگزارشد:

توی پست قبلی کارت دعوتت روگذاشتم وتولدتوباتم کفشدوزک دنبال کردیم

فلش های راه پله وزنگ در:

شب قبل ازتولدت یک باردیگه تمومی کارامون روبابابامرتضی مرورکردیم وبرای  یادآوری وسفارش

کیک تولدت به شیرینی سرای یاس رفتیم وبعدبرای کارای تزئینات خونه سریع برگشتیم

عمه موناوکورش جون وعمومحمدودایی سعیدکه بیشتربیشتربادکردن بادکنک هاروتقبل کرد برای

کمک اومدن خونمون (دست همگی دردنکنه)...اتریساجونم یادت باشه که این دومین باره که کورش

جون داره برات زحمت میکشه وبه کمکمون میاد,یکی موقعی که می خواستیم به استقبال اومدنت

وسایلت روبچینیم ویکیم الان که میخوایم یکسالگیت روجشن بگیریم...من الان به جای آتریساازش

تشکرمی کنم ان شااله توعروسیش آتریسابراش جبران کنه...

نصفه شب متوجه شدم که بدنت داغه وانگارتب داری برات درجه که گذاشتم مطوئن شدم که حدثم درسته سریع برات شیاف گذاشتم که روزتولدت حالت بدترنشه امااین طوری نشد.

حتی باشیاف هم تبت پائین نیومد

حالامن ومونده بودم وکلی کارای تولدت وشام تولدت وتویی که ازبغل من پایین نمی اومدی وهمش

گریه میکردی..تلفنی بادکترت صحبت کردیم وازش داروگرفتیم وامیدواربودم که تاشب حالت بهتربشه

حال من وبابامرتضی هم دست کمی ازحال تونداشت ,ساعت وزمان همین طورداشت می گذشت

ومن همچنان هیچ کاری نتونسته بودم بکنم

حدودساعت 12ظهربودیم که ازخاله گیتای مهربون کمک گرفتیم وبنده خداروازشرکت کشوندیمش

خونمون

بنده خدازالحظه ای که اومدتاآخرشب توی آشپزخونه زحمت کشیدتمومی غذاهارودرست کرد

شماهم نه می خوابیدی ونه آروم می شدی ...یه ریزبغل من فقط وفقط گریه میکردی که

آخرسرازگریه شمامنم زدم زیرگریه (آخه اعصابم بهم ریخته بود وازطرفی دیگه دلم برات می سوخت )

نه میخوابیدی ,نه باگذاشتن اون همه شیاف حالت بهترمیشد.نمی دونستم بایدچیکارکنم

خلاصه حدودساعت 9شب بودازشدت گریه هرجوربودخوابیدی .بدجورهمه بهم ریخته بودند.هیچ

چیزوهیچ کس نتونست خوشحالت بکنه (حتی شادی وشیدا ویاحتی کورش روکه وقتی میدیدیش

بادیدنش ذوق میکردی هم نتونست حالت روعوض کنه)

تندتندمشغول چیدن میوه وشیرینی وظرف وظوف شام شدم

اینم کاکائوهای کفشدوزکی که به سختی پیداشون کردیم

به خطرحال واحوالت سعی کردم میزشام روزودبکشیم ,وسطای شام بیدارشدی امااصلاحوصله 

نداشتی ویه سره نق زدی ,ماکه ازشام چیزی متوجه نشدیم

وامامیزشام ودسرها:

کرم رانگو

کرم شکلات

تیرامیسو کلاسیک

 کرم شیری مدل کفشدوزک

ژله خورده شیشه

سالاداولویه

ومیزکلی شام (زرشک پلوبامرغ .فسنجون.کباب)

شیداجون دختربرادرعزیزم,که شمااردات خاصی بهش داری

واما دخترعزیزم بالباس قرمزومشکی کفشدوزکی که به ندرت عکس باخنده ازش دارم واصلاتحت

هیچ شرایطی به خاطرحالش اجازه ندادکه تل کفشدوزکیش روبراش بزاریم

عزیزم روزتولدتو,روزتولدتمام شادی های عالم است وامروزسالروزشادشدن ما,به خاطروجودتوی نازنین

ازروزی که صدای تودروجودم طنین اندازشد,شتاب تپیدن قلبم روبه فزونی یافت,امروزثانیه هانام تورافریادمی زنندومن دراوج عشق ,خودرادرپستوی عشق تنهاحس نمی کنم

میلادتوشیرین ترین بهانه ایست که می توان باآن به رنجهای زندگی هم دل بست ودرمیان این روزهای شتابزده عاشقانه ترزیست,میلادتومعراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت راشکرمی گویم

نگاهت راقاب می گیرم ,درپس آن لبخند,که به من,شورونشاط زندگی می بخشد

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست وباشکوه ترین روزدنیاروزتولدتوست

پس برای مابمان که عاشقانه دوستت داریم

تمام دقایق مانده ازعمرم به همراه زیباترین بوسه های عاشقانه هدیه برای روزتولدتو

لمس بودنت مبارک

پلک جهان می پرید,دلش گواهی میدادکه اتفاقی می افتد وفرشته ای ازآسمان فرودآمد

هرانسان لبخندی ازخداست وتوزیباترین لبخندخدایی

تولدت بهانه ای شدتامن این فصل رابهتردوست بدارم زیرافصل خوشحالی فرشتگان روز تولدتوست

دنیاصدای گریه کودکی راشنید که امروزتنهابهانه برای خندیدن من است,امروزراباهم لبخندبزنیم

بعدازصرف شام به خاطربیتابی هات وبالارفتن تبت مجبورشدیم سریع بریم سراغ کیک وفوت کردن شمع تولد

حتی روشن شدن فشفشه هاوشمع و زدن بمب های شادی هم نتونست توجهتوجلب کنه

من وبابامرتضی  شمع شماروباهم فوت کردیم وبرات سلامتی وموفقیت وشادکامی راآرزوکردیم وکادوهاتوبازکردیم

دستبندزیباازطرف مامان ایران وآقاجون ودایی مهردادعزیز

تاب زیباازطرف مامانی لیدا

سه چرخه زیباازطرف عمه موناجون

اینم کادوی ناقابل من وبابامرتضی برای دخملک قشنگم

دایی احسان وزن دایی جونم زحمت کشیده بودندومبلغ 1000000ریال پول دادند.

حاله گیتا ودایی سعیدهم زحمت کشیدندومبلغ 1000000ریال پول دادند.

خاله فاطی عزیزهم زحمت 2000000ریال پول روکشیدند.

دست همگی دردنکنه ...............

اینم عکس من وبابامرتضی وآتریسای عزیزم

بعدازفوت کردن شمع داشتیم بامهمونای عزیزمون عکس یادگاری می گرفتیم که ازشدت گریه شما ازعکس گرفتن پشیمون شدیم

لباساتودرآوردم ودوباره برات شیاف گذاشتم تاکمی آروم بشی

بعدازرفتن مهمونا نه تنهاحالت بهترنشدبلکه تبت بالاوبالاترمی رفت ,مجبورشدیم ساعت 5صبح

راهی بیمارستان بشیم وشمارابستری کنیم

هرچندتولدت برامون خاطره انگیزترین لحظه زندگی بودومن وبابامرتضی تمومی سعیمون روبرای

تولدت کردیم اما فقط خستگیش به تنمون موند(برای سلامتیت دست به دعاییم)

 

 

پسندها (1)

نظرات (5)

مریم
5 اردیبهشت 93 22:21
سلامممممم آتریسا خوشگله تولدت مبارک عزیزم نفیسه جون دستتون درد نکنه میز شیک خوشگلی چیدین رنگ لباساتون رو هم ست کردین خیلی قشنگتر شده ایشالا تولدای بعدیش اتریساجون حسابی جبران کنه براتون
الهام
6 اردیبهشت 93 12:25
آفرین به تو مامان صبور که با وجود اینهمه سختی تولد اتریسا جون رو خیلی خوب برگزار کردی.میز شام ولباس اتریسا فوق العاده بود.من ونهال هم برای سلامتی اتریسا جون دعا میکنیم.
خاله محبوبه
14 اردیبهشت 93 7:53
سلام آتریسا جونم، تقصیر مامان خودته که به من دیر خبر داد ، و گرنه منم روز تولدت برام پیام میذاشتم خیلی دوستت دارم عسل، انشا الله عروسیت را ببینیم
مریم
17 خرداد 93 17:04
سلام نفیسه جوووووووون من همچنان منتظر عکسای دخمل گلتون هستم اتریسا جون رو ببوسین عزیزممممممم
مامان نفیسه
پاسخ
.تروخداببخشید.چشـــــــــــــــــم
زهرا
9 اردیبهشت 94 13:27
آتریسا ي گلم تولدت مبارک ئزيز خاله نفیسه جون خوب خوش سليقه هستي میز شیک خوشگلی چیدین رنگ لباساتون رو هم ست کردین خیلی قشنگتر شده وخوب به هم ميايين خيلي زيبا تر شده چند تا عكس ديگه از خودتون يادگاري ميانداختين
مامان نفیسه
پاسخ
مرسی عزیزم.شمانسبت به من لطف دارید